بهانه ي قشنگِ من ويهان

پروردگارا ،كودكم را ،يگانه هستي ام را به تو ميسپارم ، نگهدارش باش اي خالق من و فرزندم.

ماشاالله-لاحول-و-لاقوه-الا-بالله-العلي-العظيم

آدرس اينستاگرام ما: mahsa-vihan@




[ موضوع : ]
تاريخ : 28 / 9 | 11 AM | نویسنده : مامان ويهان جون |

 

سه چرخه سوار كوچولوي من

 

 

با گرم شدن هوا و رو به راه شدن برنامه پارك رفتن روزانه ، قصد كرده بوديم سه چرخه بخريم واسه پسر طلامون فقط من منتظر بودم شما كمي بزرگتر شي كه بتوني توانايي پدال زدن داشته باشي كه هفته پيش به اتفاق مادرجون رفتيم پارك ملل ، قسمت پارك بازي مشغول سرسره بازي بودي... يهويي از سرسره اومدي پايين و دويدي  سمت سه چرخه اي كه اونجا پارك بود البته چند وقتي بود كه توجهت تو پارك به سمت دوچرخه هاي بچه هاي بزرگتر از خودت جلب ميشد اونجا هم خواستي به سه چرخه دست بزني كه صاحب سه چرخه پسربچه اي كه تقريباً 2 سالي از شما بزرگتر بود اومد جلو و با دست شما رو هول داد  ..... تا بحال پيش نيومده بود يه همچين رفتاري باهات بشه از اونجائيكه من زياد پارك و خانه بازي ميبرمت هميشه تعامل و ارتباط خوبي با بچه هاي ديگه داري ولي خب همه بچه ها كه يكسان نيستند و همه شرايط خانوادگي يكساني ندارند... واسه همين يه لحظه بهت زده شدي و تعجب كردي و اين از نگاهت كاملاً معلوم بود بعدش مادرجون اومد و خواست دلداريت بده...  كه منو بغل كردي و  زدي زير گريه....و اين شد كه همون روز و پيش از موعدش رفتيم و  سه چرخه خريديم... مباركت باشه شيرين پسرم 

 

 

 

 

ميچسبد در اين بهار

كنار اين شكوفه ها و باران هاي بيقرار و ناگهاني

كنارم عطر تو نشسته باشد




[ موضوع : ]
تاريخ : 3 / 2 | 9 AM | نویسنده : مامان ويهان جون |

 

چپ دست كوچولوي من  

17 ماهگيت با تمركز بيشتر روي حركت دست ها آغاز شدتشویق نميدونم قبلا تو وبلاگت نوشتم آيا ؟!!!.... حدوداً 10 ماهه بودي كه مادرجون متوجه شد با دست چپ بيشتر كارها مثل غذا خوردن و بازي كردن و .... انجام ميدي بوس به مرور زمان با آغاز 13 ماهگي و كار با پاستل برما ثابت شد كه بعلللعههه پسر طلاي ما چپ دست هستن...چشمک

و حالا...علاوه بر پاستل ، از مداد رنگي هم استفاده ميكني چپ دست كوچولوي منمحبت

 




[ موضوع : ]
تاريخ : 2 / 2 | 12 AM | نویسنده : مامان ويهان جون |

 

 

ويهان جنگل بليران-آمل-فروردين96

 

 

 

لقمان حكيم گويد : روزي در كنار كشتزاري از گندم ايستاده بودم

خوشه ها يي از گندم كه از روي تكبر 

سربرافراشته و خوشه هاي ديگري كه از

روي تواضع سر به زير آورده بودند

نظرم را به خود جلب نمودند

و هنگامي كه آنها را لمس كردم ... شگفت زده شدم... خوشه هاي سربرافراشته را تهي از دانه

و خوشه هاي سر به زير را 

پر از دانه هاي گندم يافتم

با خود گفتم : در كشتزار زندگي نيز 

چه بسيارند سرهايي كه بالا رفته اند 

اما در حقيقت خالي اند.

 

 



ادامه مطلب

[ موضوع : ]
تاريخ : 2 / 2 | 11 AM | نویسنده : مامان ويهان جون |

 

 قند و عسل و عشق مامان  

ماهگيت مبارك

 

 

 

 

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز  فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز        

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

 

 

 

 

پسر نازم  هفدهمين ماهروزت مصادف شد با شب جمعه و مهموني خونه دوست خوبم فرشته عزيزم و  خاله فرشته مهربون كلي زحمت كشيد و كيك پخت و جشن گرفتيم دورهمي... امروز صبح (جمعه) همه با هم رفتيم جنگل بليران(بليرون) آمل كه به محض اينكه عكسا به دستم برسه برات به يادگار ثبت ميكنم شيرين پسرم




[ موضوع : ]
تاريخ : 25 / 1 | 11 PM | نویسنده : مامان ويهان جون |

 

روزهاي آخر 16 ماهگي

سلام پسر طلاي ماماني بوسپسر يكي يدونه مني شما محبتاين روزا حسابي دلبري و تا دلت بخواد خودتو لوس ميكني  و ميگي مامان و منم ميگم جان مامان بوسخيلي بيشتر از قبل با خودت و اسباب بازيات بازي ميكني مخصوصاً با توپ و ماشيناي اسباب بازيتجشنخيلي اوقات هم ديگه ميزارم خودت غذاتو بخوري كه اكثراً بيشتر كثيف كاري ميكني تا خوردن خسته يه سري لغات جديد هم به دايره لغاتت اضافه شده مثل: عمه(عمه) /  قوقول(صداي خروس)/ گوشي(گوشي موبايل)/....

الهي من فدات بشم كه چن روز پيش واسه اولين بار اولين جمله رو گفتي تشویق تو ماشين نشسته بوديم كه با انگشت اشاره به داشبورد ماشين اشاره كردي و و بابايي گقتي : اين چيه ؟

امروز هم كه ماهگردته عشق نازم و هفده ماهه ميشي به اميد خدا

 

 




[ موضوع : ]
تاريخ : 25 / 1 | 11 PM | نویسنده : مامان ويهان جون |

 

عيدي هاي نوروز 96

عزيز دلم قبل از نوروز و اواخر سال 95 من و بابايي در مورد عيدي شما تصميم گرفتيم يه بخشي از مبلغي كه خودمون قراره به شما عيدي بديم رو اسباب بازي بخريم و بهت كادو بديم و بخش ديگه هم پول نقد كه شما هم خوب استقبال كردي و ما هم كلي ذوق زده شديم از ذوق و هيجانت وقتي اسباب بازياي جديدتو ديدي

تقريباً هر ماه ميرفتيم پيكو بنابراين تصميم بر اين شد كه مثل هميشه اسباب بازياي عيديه شما رو هم از اونجا تهيه كنيم

 

 

سبد خريد ما عيدي و عيدانه براي پسر طلاي خودمون

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اين جوجه از فروشگاهي در پوژن خريديم

 

 

وقتي عيدي هاتو داديم كلي خوشحال شدي

 

 

عاشق  صفحه لمسي اين گوشي موبايل شدي 

.......

امسال هم مثل سال قبل كلي عيدي گرفتي از اقوام و از اونجائيكه هم حساب آتيه طلايي داري و من  ماهانه مبلغي در اون پس انداز ميكنم و هم حساب بيمه عمر كه بابا جون مبلغي در اون پس انداز ميكنه تصميم گرفتيم با پول عيدي هاي جمع آوري شده برات سكه طلا بخريم و كنار بزاريم دست همه بابت عيدي هاشون درد نكنه چشمک

 




[ موضوع : ]
تاريخ : 24 / 1 | 8 AM | نویسنده : مامان ويهان جون |

 

 

مردهاي زندگيم؛ روزتون مبارك

 

 

پدرم به من

بهترين هديه اي رو داد كه

هركسي ميتونه به ديگري بده؛

او هميشه مرا باور داشت

اعتماد به نفس امروزم

نتيجه رفتار ديروز پدرم است

 

 

پدرم؛ خواستم روز مهندس پيامي در وصف تو اولين مهندس زندگيم بنويسم و روزت را تبريك بگويم اما مشغله ها امانم نداد تبريكم را پذيرا باش چه خوب كه مهندساني چون خودت به جامعه ارزاني داشتي پدري كه هميشه براي مادرم همراه ترين و براي من بي نظيرترين پدر بودي آخرين باري كه دست يه پسر بچه رو گرفته بودي بيست و خرده اي سال پيش بود و الان دست پسر كوچولوي من توي دستاي هميشه گرم و مهربونته براي ديدن اين لحظه ها خدا رو هزار مرتبه شكر ميكنم

 

 

پدرم؛چه تقارن قشنگي بود كه روز تولدم با روزت يكي شد كاش اونقدر خوب باشم كه سرت رو بالا بگيري و همينطور كه به من اشاره ميكني با افتخار بگويي : او فرزند من است اكنون كه خودم فرزند دارم ميفهمم كه چه لذتي دارد پز فرزند را دادن روزت مبارم بزرگ مرد من؛ و سايه سارت تا هميشه مستدام باد

به همسر مهربون خودم كه براي من همراه ترين و براي پسرمون بي نظيرترين پدره هزار بار اين روز و همچنين با تاخير روز مهندس رو تبريك مي گم اميدوارم ساليان سال همراه هم باشيم

 

و اما پسرم؛

جانِ مادر؛

نشاط اين روز و اين بهارم بي گل رويت

به چه كار آيد؟

تو گر باشي ،طرب باشد ، بهشت باشد ، بهار آيد

دنيا در دستان من است وقتي تو را در آغوش ميگيرم

روزت مبارك جان و جهانم




[ موضوع : ]
تاريخ : 23 / 1 | 9 AM | نویسنده : مامان ويهان جون |

 

نوروز 96-برج رسكت

 



ادامه مطلب

[ موضوع : ]
تاريخ : 17 / 1 | 8 AM | نویسنده : مامان ويهان جون |

 

8 فروردين 1396-بابلسر

 

my son...you are the answer to every time I looked up at the skies and asked for a miracle



ادامه مطلب

[ موضوع : ]
تاريخ : 16 / 1 | 8 AM | نویسنده : مامان ويهان جون |

 

اولين روزهاي بهاري ؛ نوروز 96

 پسر نازم  فرشته كوچولو خونه ما سال 95 هم بارشو بست و رفت سالي كه خيلي از اولين هاي شما تو برگ برگ روزاش ثبت شد. سالي كه خاطرات زيباي با شما زندگي كردن در اون بود سالي كه با وجود شما براي ما به زيبايي سپري شد اولين سالي كه تمام 12 ماه و 365 روز سال رو با شما سپري كرديم و عاشقي كرديم سالي پر از فوق العاده هاي ناب و تكرار نشدني و امسال سومين سال عاشقيه ما با شماست 

پسر يكي يه دونه مامان كه اين روزا حسابي شيرين تر و شيطون تر از قبلي و همه كارات نمكيه همش راه ميري فدات شم فداي اون راه رفتنت خيلي دوست داري تشويقت كنيم و خودتم واسه خودت دست ميزني اين روزا هم كه حسابي آتيش سوزوندي و تو عيدديدني ها حسابي شرمندمون كردي بس كه خونه مردم  تا تونستي بهم ريختي و در آخر هم با اين همه خرابكاري از همه عيدي ميگرفتي تو روزاي عيد دوباره سرما خوردي و دكتر و دارو .... سرماخوردگيت به من هم سرايت كرد  ايشالله از اين به بعد هوا گرم ميشه و ما هم از اين سرماخوردگي ها خلاص ميشيم  

 

عكسهاي اين چند روز:

 

 

سفره هفت سين خونه مادرجون 

 

 

سفره هفت سين خونه ما



ادامه مطلب

[ موضوع : ]
تاريخ : 7 / 1 | 11 AM | نویسنده : مامان ويهان جون |

 

درودي به زيبايي نام اهورا و به گرمي آتش زرتشت  

به بزرگي نام ايران و زريني تاريخ ماد و اشكانيان و هخامنشيان

به درخشش كوروش بزرگ

و آزادي نژاد آريايي

به مهرباني ميترا و پاكي آناهيتا 

بر تو كه از تبار كوروش بزرگي

پسر كوچولوي ما نوروزت خجسته باد

 

 

 

 

پسر نازم به لطف خداي مهربون

امسال سال خروس

لحظه تحويل سال 1396 هجري هشمي

ساعت 13 و 58 دقيقه و 40 ثانيه روز دوشنبه 30 اسفند 1395 بوده

و

سالي پر از شادي و سلامتي

صلح و دوستي 

و آرامش

برات آرزومنديم

عيدت مبارك پسرم




[ موضوع : ]
تاريخ : 1 / 1 | 6 PM | نویسنده : مامان ويهان جون |

 

فرشته است ولي مادر صدايش ميكنند

مادرم فرشته است 

ولي هيچ وقت نديدم پرواز كند ؛

زيرا به پايش

من را بسته بود،

برادرم را

پدرم را

و همه زندگيش را

مادر عزيزم ، وقتي چشم به جهان گشودم قلب كوچكم مهرباني لبخند و نگاهت را كه پر از صداقت و بي ريايي بود احساس كرد ديدم زماني را كه با لبخندم لبخند زيبايي بر چهره خسته ات نشست و دنيايت سبز شد و با گريه ام دلت لرزيد و طوفاني گشت. از همان لحظه فهميدم كه تنها در كنار اين نگاه پرمهر و محبت است كه احساس آرامش و خوشبختي خواهم كرد. 

روزت مبارك مادرم

 

 

 

ويهان در روز مادر (نوروز 1395)

 

&

 ويهان در روز مادر (29اسفند 95) 

آماده رفتن و اعطاي كادو به مادربزرگ و مادرجونش




[ موضوع : ]
تاريخ : 1 / 1 | 6 PM | نویسنده : مامان ويهان جون |

 

خوشبوترين گل زندگيه ما

16

ماهگيت مبارك

 

امروز ماهروز با شكوه ترين روز زندگي ام است

تجربه والاترين حسي كه در دنيا وجود دارد

تبلور بي همتاترين عشق دنيايم

16 ماه پيش در چنين روزي ثمره وجودم ، پسر دلبندم چشم به جهان گشود و مرا غرق  در شادي  و سرور نمود ؛ و من پس از گذشت يك سال و چهار ماه هنوز نتوانسته ام بطور شايسته اي  شكرگذار اين موهبت الهي باشم.

از خداوند ميخواهم بتوانم او را طوري تربيت نمايم كه در راهش قدم برداشته تا شايد بتوانم اندكي شكر اين نعمت منحصربه فرد  پروردگارم را بجا آورم 




[ موضوع : ]
تاريخ : 25 / 12 | 12 AM | نویسنده : مامان ويهان جون |

لباس عيدي هاي سال 96

 

پسر طلاي مامان امسال هم مثل سال قبل كلي لباساي خوشگل برات خريديم 

 

اينم لباس عيدي هاي امسال عشقم:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

 

اين ست لباس مثل هميشه مادرجون مهربون زحمت كشيده برات خريده

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ظرف غذاي جديد و وسايل بهداشتي و....

 

 

 

اولين دمپايي كه مادرجون برات خريده واسه تو حياط 

 

..................

 

مباركت باشه عروسكم ايشالله هميشه سلامت باشي




[ موضوع : ]
تاريخ : 25 / 12 | 11 AM | نویسنده : مامان ويهان جون |

 

 

باي باي سال 1395

 

عشق  كوچولوي خوشگلم تا چند روز ديگه سال 95 بارشو ميبنده و ميره و سالمون نو ميشه اين سال براي ما خاطرات تلخ و شيرين زيادي بهمراه داشت هرگز روزهاي زيبا و روزهاي سخت ( مادرانه اي براي پسرم ويهان) فراموش نميكنم در هر صورت اميدوارم سال جديد پر باشه از خبرهاي خوش و آرزوهاي قشنگ  و سلامتي  و سلامتي و سلامتي  و سلامتي...

 

 

 

از اين روزها بگم كه :

چن تا كلمه به دايره لغاتت اضافه شده:  جوجه=(جوجه)/  ببر=(ببر) / گُبه= (گربه) / برق =(برق) / جيش = (جيش)/  داي جي =( دايي جون) / فَنگ =(فرهنگ) / آدِ=(عادل)

 

 

از كاراي بامزت هم بگم :

- به نون داغ و هرچيز داغ و گرمي ميگي : اووووف و با انگشت اشاره هشدار ميدي كه دست نزنيد

- از وقتي تو باغ كنار استخر قورباغه ديدي و صداشو شنيدي تو خونه راه ميري و صداي قورباغه درمياري:(( قور قور قور))

-چن شب پيش بابا ازت پرسيد: ويهان تو اتاقت آشغال افتاده؟ شمام در جواب گفتي:(( آره))

-وقتي ازت ميپرسم : ويهان چن سالته؟ با انگشت اشاره عدد يك 1 نشونمون ميدي

-ميگم عشقم كيه؟ با حركت دست  (دستتو ميزني رو سينه ) ميگي منم منم 



ادامه مطلب

[ موضوع : ]
تاريخ : 25 / 12 | 10 AM | نویسنده : مامان ويهان جون |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 صفحه بعد