بهانه ي قشنگِ من ويهان

پروردگارا ،كودكم را ،يگانه هستي ام را به تو ميسپارم ، نگهدارش باش اي خالق من و فرزندم.

ماشاالله-لاحول-و-لاقوه-الا-بالله-العلي-العظيم

آدرس اينستاگرام ما: mahsa-vihan@




[ موضوع : ]
تاريخ : 28 / 9 | 11 AM | نویسنده : مامان ويهان جون |

 

 ویهان

تو بهاری؟

نه، بهاران از توست

از تو می گیرد وام 

هر بهار این همه زیبایی را 

هوس باغ و بهارانم نیست 

ای بهین باغ و بهارانم تو!

عیدت مبارک




[ موضوع : ]
تاريخ : 1 / 1 | 6 PM | نویسنده : مامان ويهان جون |

  

فرا رسیدن سال نو

همیشه نوید بخش افکار نو

کردار نو و تصمیمهای نو برای آینده است

آینده ای که همه امید داریم

بهتر از گذشته باشد

در سال نو ، سلامتی، شادی

پیروزی ، مهر و دوستی

و عشق را برای شما ایرانیان

 آرزومندیم  




[ موضوع : ]
تاريخ : 1 / 1 | 6 PM | نویسنده : مامان ويهان جون |

 

خوشبوترين گل زندگيه ما

16

ماهگيت مبارك

 

امروز ماهروز با شكوه ترين روز زندگي ام است

تجربه والاترين حسي كه در دنيا وجود دارد

تبلور بي همتاترين عشق دنيايم

16 ماه پيش در چنين روزي ثمره وجودم ، پسر دلبندم چشم به جهان گشود و مرا غرق  در شادي  و سرور نمود ؛ و من پس از گذشت يك سال و چهار ماه هنوز نتوانسته ام بطور شايسته اي  شكرگذار اين موهبت الهي باشم.

از خداوند ميخواهم بتوانم او را طوري تربيت نمايم كه در راهش قدم برداشته تا شايد بتوانم اندكي شكر اين نعمت منحصربه فرد  پروردگارم را بجا آورم 




[ موضوع : ]
تاريخ : 25 / 12 | 12 AM | نویسنده : مامان ويهان جون |

لباس عيدي هاي سال 96

 

پسر طلاي مامان امسال هم مثل سال قبل كلي لباساي خوشگل برات خريديم 

 

اينم لباس عيدي هاي امسال عشقم:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  

 

اين ست لباس مثل هميشه مادرجون مهربون زحمت كشيده برات خريده

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ظرف غذاي جديد و وسايل بهداشتي و....

 

 

 

اولين دمپايي كه مادرجون برات خريده واسه تو حياط 

 

..................

 

مباركت باشه عروسكم ايشالله هميشه سلامت باشي




[ موضوع : ]
تاريخ : 25 / 12 | 11 AM | نویسنده : مامان ويهان جون |

 

 

باي باي سال 1395

 

عشق  كوچولوي خوشگلم تا چند روز ديگه سال 95 بارشو ميبنده و ميره و سالمون نو ميشه اين سال براي ما خاطرات تلخ و شيرين زيادي بهمراه داشت هرگز روزهاي زيبا و روزهاي سخت ( مادرانه اي براي پسرم ويهان) فراموش نميكنم در هر صورت اميدوارم سال جديد پر باشه از خبرهاي خوش و آرزوهاي قشنگ  و سلامتي  و سلامتي و سلامتي  و سلامتي...

 

 

 

از اين روزها بگم كه :

چن تا كلمه به دايره لغاتت اضافه شده:  جوجه=(جوجه)/  ببر=(ببر) / گُبه= (گربه) / برق =(برق) / جيش = (جيش)/  داي جي =( دايي جون) / فَنگ =(فرهنگ) / آدِ=(عادل)

 

 

از كاراي بامزت هم بگم :

- به نون داغ و هرچيز داغ و گرمي ميگي : اووووف و با انگشت اشاره هشدار ميدي كه دست نزنيد

- از وقتي تو باغ كنار استخر قورباغه ديدي و صداشو شنيدي تو خونه راه ميري و صداي قورباغه درمياري:(( قور قور قور))

-چن شب پيش بابا ازت پرسيد: ويهان تو اتاقت آشغال افتاده؟ شمام در جواب گفتي:(( آره))

-وقتي ازت ميپرسم : ويهان چن سالته؟ با انگشت اشاره عدد يك 1 نشونمون ميدي

-ميگم عشقم كيه؟ با حركت دست  (دستتو ميزني رو سينه ) ميگي منم منم 



ادامه مطلب

[ موضوع : ]
تاريخ : 25 / 12 | 10 AM | نویسنده : مامان ويهان جون |

تجربيات مادرانه...

 

اوايل مادرشدنم تمام سعيم اين بود كه بچه داريم درست و اصولي و از روي مطالعه انجام بشه ، براي كوچكترين مشكلي گوگل رو به روش هاي مختلف سوال پيج ميكردم  كم كم ديگه فرصت و توان فكر كردن به هيچي رو نداشتم جز اينكه از بي خوابيها چطور جون سالم بدر كنم و پذيرفتم كه برنامه ريزيهاي اجتماعيم به هيچ عنوان با مادر يه بچه بودن جور در نمياد ، مثل پازلي كه هرجور بچيني چون يه تيكه اش نيست كامل نميشه... در نتيجه تصميم گرفتم از كنار بچه خوابيدن بدون ترس از اينكه اين كار اشتباهه بيشتر لذت ببرم.بعد از يك سال و تو سال دوم مادر شدنم فهميدم اصول بچه داري اون چيزيه كه براي مادر با توجه به شرايطش  ممكنه نه اون چيزي كه روانشناسا ميگن و باعث خود درگيري مادر با خودش ميشه...  

 

 

 مدت هاست كه  به فكر ترك دادن  پستونك هستم اين پستونك ها  و شيشه شيرها تو خونه تكوني از كمدت خارج شدن و فقط  پستونك ها ميرن تو سطل آشغال و يه سري جديد جايگزين ميشن.. شيشه شيرها هم يادگاري نگه ميدارم و  يه سري جديد جايگزين اين قديمي ها ميشن...

به نظرم روان سالم بهتر از دندون سالم هستش!

همه بچه ها يكسان نيستند . همه خانواده ها شرايط يكساني ندارند من يك مادر شاغلم و كلاً خيلي مسائل در ترك دادن هر عادتي بسيار دخيله ... پسرم  به دوره دهاني علاقه منده و من فقط تونستم طي روز پستونك رو ازش دور كنم و فقط موقع خواب بهش بدم ...فعلاً اينجاي داستانيم 




[ موضوع : ]
تاريخ : 25 / 12 | 10 AM | نویسنده : مامان ويهان جون |

 

جشن باستاني چهارشنبه سوري مبارك عشقم

 

 

در غروب آخرين سه شنبه سال

براي گردگيري افكارمان آتشي بيافروزيم كينه ها را بسوزانيم

زردي خاطرات بد را به آتش و سرخي عشق را از آتش بگيريم 

آتش نفرت را در وجودمان خاموش كنيم

 

 زردي من از تو  ، سرخي تو از من 

غم برو شادي بيا ، محنت برو روزي بيا

 




[ موضوع : ]
تاريخ : 24 / 12 | 11 AM | نویسنده : مامان ويهان جون |

 

واپسين روزهاي سال 1395

سلام عشق كوچولوي مامان فدات بشم من ديگه چيزي تا عيد نمونده بهار نزديكه تا بهانه رويش و روييدن بشه و اين دومين عيدي كه شما پيشموني و همه چي قشنگتره با شما بگم از اين روزا كه كلي كار عقب افتاده دارم هنوز خونه تكوني تموم نشده البته اگه وروجك شيطونم بزاره تا عيد تميز بمونه خريدامون هم هنوز كامل نشده اگه خدا بخواد تو اين هفته خريداي ما كامل ميشه فردا عصر قراره به عنوان يكي از حاميان بنياد نيكوكاري دست هاي مهربان در نمايشگاه و گالري نقاشي كه به همت اين بنياد برگزار شده شركت  كنيم بازارچه خيريه ماهك هم به اميد خدا تو اين هفته ميريم و ايشالله روزاي آخر هم هفت سين بچينيم شيرين عسل مامان شيطون تر از قبل شدي و همش راه ميري ديروز باغ بوديم و كلي واسه خودت گشت و گذار كردي شكوفه ها بوي شكفتن ميدادن ديگه حرفي نيست جز عاشقي با شمااااااااااااا:بوس بوس فرشته خوشگلم.

 

 

شكوفه هاي بهاريه باغ

 




[ موضوع : ]
تاريخ : 21 / 12 | 11 AM | نویسنده : مامان ويهان جون |

 

پسرم چشمت شبِ شعرِ من است

 

پسرم چشمت شب شعر من است

خانه از برق نگاهت روشن است

پسرم وقتي كه همراه مني 

باغ گل ، دشت شقايق با من است

مهر در شط نگاهت موج موج

ياس در باغ تو دامن دامن است

بي حضورت خانه ام هرگز مباد

زندگي بي خنده ات جان كندن است

ناز كن ، ناز تو را من ميخرم

 

 

 

پي نوشت:

مرور خاطرات در روزهاي پاياني سال 1395

(95/12/17)




[ موضوع : ]
تاريخ : 17 / 12 | 9 AM | نویسنده : مامان ويهان جون |

 

آرشيو & روزهايي كه فراموش نميشوند

 

براي همه ي ما

همه ي روزها فراموش مي شوند

به جز همان يك روز

كه نشاني آن را

به هيچكس نگفته ايم...

 

مرداد 1395 & ساحل فرح آباد

 

فداي انگشتات كه نمك از وجودشون ميباره

عكس با كفش هر وقت بخواي ميندازي ، ولي هر وقت بخواي پات انقدر كوچولو و نمكي و خواستني نيست كه بتوني ازش عكس ثبت بكني




[ موضوع : ]
تاريخ : 17 / 12 | 9 AM | نویسنده : مامان ويهان جون |

 

my angel ، my doll

 

ميكل آنژ ، والت ديزني و گوته هر سه جداگانه در زندگي نامه هاشون گفتن: هرشب كه مي خواستيم بخوابيم  چشم هامون رو ميبستيم و چيزهايي كه ميخواستيم فردا توي زندگيمون اتفاق بيفته رو در ذهنمون ميديديم و جالب اينه كه هر سه توي زندگي نامه شون گفتن كه بيشتر اتفاق هايي كه روز بعد مي افتاد چيزهايي  بود كه ما ديشب توي ذهنمون ديده بوديم و ميخواستيم اتفاق بيفته...

 

تو ؛ ويهان، همون تصويري هستي كه 9 ماه از ذهن من هرشب ميگذشت ... تو عين همون تجسم روياهاي شبانه كودكيم زيبايي ، عين همون فرشته ها و عروسك كودكي كه تو ذهنم تخيلش ميكردم كه يك روز تو اتاقم ظاهر بشه و همدم روزهاي من بشه عين هموني ... 

 

عكس از آرشيو ده ماهگي ويهان جون




[ موضوع : ]
تاريخ : 9 / 12 | 11 AM | نویسنده : مامان ويهان جون |

 

سوغات ، تحفه و ارمغان دبي 

 

همه آدم ها دلخوشي هايي دارن ، خيلي ها كه مثل من خدا بهشون  فرشته داده ميتونند سر خودشونو با فرشته كوچولوشون گرم كنند،

حالا اگه سوغات و هديه  آورده باشن ... ؛

من عاشق سِت كردن و چيدن لباس ها اينجوري هستم، اون موقع كه بچه نداشتم هم از چيدمان و سليقه مامان هاي با سليقه لذت ميبردم؛ حوصله داشته باشم دوست دارم از اين عكس ها بزارم...

 

ويهانم مباركت باشه سوغاتي هاي خوشگلي كه پدرجون مادرجونت از مسافرتِ دبي برات ارمغان آوردن...

 

 

 

عاشق اين كتوني هاي چراغداري وقتي راه ميري چراغاش روشن ميشه كلي ذوق ميكني

 

انشالله به سلامتي و شادي ازشون استفاده كني جانكم(95/12/5)

 



[ موضوع : ]
تاريخ : 5 / 12 | 10 AM | نویسنده : مامان ويهان جون |

 

هر روز ولنتاين و سپندار مزدگانه

وقتي تو مالِ مني

بهشت قشنگم ؛ دومين روز عشقت مبارك

 

 عشق رويايي من 

دنيا اگر خودش را بكُشد نميتواند به عشق من به تو شك كند

تمام بودنت را حس ميكنم... حاجتي به استخاره نيست

عشق ما     

عشق من به تو

عشق تو به من               

عشق پدرت به تو

عشق تو به پدرت

يك پديده است ... يك حقيقت بي نياز از استخاره و گمان

صداي قلب تو... صداي زندگيست

زندگي را دوست داشته باش نازنين من 

زندگي را زندگي كن عاشقانه-كودكانه...

حتي وقتي بزرگ شدي كودكانه زندگي كن جانكم

مادرانه ترين لحظه هاي امروزم همين لحظه است... همين لحظه كه با تمام جانم عاشقم

دوستت دارم را يواشكي و آشكارا به تو هديه ميكنم...

تو خوب ميداني كه من چقدرعاشقانه با تو حرف ميزنم...

 

 ويهانم زندگي را عاشقانه زندگي كن...

زندگي بايد براي تو روزها را عاشقانه باران و شب ها را ستاره باران كند.

  



[ موضوع : ]
تاريخ : 1 / 12 | 9 AM | نویسنده : مامان ويهان جون |

بهانه ي قشنگِ من 

136.gif132.gif

ماهگيت مبارك

تو مثل بهانه اي

تو مثل بهاري

تو مثل تمام هرچه تا بحال داشتم نيستي

جدايي، از تمامِ آنچه منظور من است... تو بهترين حسي... با تمامِ دلبري...با تمام قصه هاي دلبرانه

كه پيش ترها

مادرم براي كودكي هايم تعريف ميكرد...هنوز نميداني چقدر ميخواهمت

هنوز نميداني كه اينجا كه من ايستاده ام كجاست...

زندگي كن بهانه يِ قشنگِ من براي عاشقي

زندگي كن و آرام آرم بزرگ شو

برايت لحظه ها را زيباتر از زيبا ميسازم

مطمئنم

تو از بهار هم تازه تري

تو از هفت سين شب عيد هم

زيباتري

تو از خوابهاي قشنگ دم صبح هم

شيرين تري

جانكم...عزيزكم...زعفراني ترين طعم هاي روزگار هم

به طعم عاشقانه هاي ما

نميرسند

 

ويهان جانم 15 ماهه شدي مبارك باشه عشقم ايشالله 15 ساله شي و ماماني برات تولد بگيره ايشالله 150 ساله شي دردونه خوشگلم 15 ماهگيت با روزعشق (ولنتاين) همزمان شد كه در جشن روز عشق «خانه شادي» شركت كرديم كه به محض آماده شدن عكسهات اينجا برات به يادگار ميزارم در آخر هم خداي بزرگ رو هزاران هزار بار شكرگزاريم كه تو شدي عشق همه زندگي من و پدر مهربونت ايكاش زمان متوقف ميشدو ما ميتونستيم خيلي خيلي بيشتر قدر اين لحظات طلايي رو بدونيم. 

95/11/25 ؛ بياد روزهايي كه مثل برق و باد گذشت !!!!!

 




[ موضوع : ]
تاريخ : 25 / 11 | 7 PM | نویسنده : مامان ويهان جون |

 

تو تمنايِ من و يارِ من و جانِ مني

سلام عشق زندگيه ما ، عزيز مامان الهي فدات شم كه ديگه كم كم داري حرف ميزني هر روز دايره لغاتت داره كاملتر ميشه وقتي باهات حرف ميزنم و يه چيزي ازت ميخوام يا دعوات ميكنم همچين به زبون خودت شروع ميكني كلمات رديف كردن كه آدم ميخواد قورتت بده بسكه شيرين و دلبر ميشي((كلمات جديدي كه ميگي: (ني ني  / اَپ (لامپ)  /  آبّ (آب) ))

 

 

 

 



ادامه مطلب

[ موضوع : ]
تاريخ : 25 / 11 | 7 PM | نویسنده : مامان ويهان جون |
صفحه قبل 1 2 3 4 5 صفحه بعد